X
تبلیغات
دانشگاه پیام نور حسن آباد فشافویه


























دانشگاه پیام نور حسن آباد فشافویه

NishAbaD

یا هو 


داشتم فکر می کردم اینجا دیگه بدرد من نمیخوره ... وقتی حتی دیگه نمیتونم توش مطالب آزاد بنویسم

یه جورایی لو رفته یه جورایی داره کنترل میشه ... یه جورایی باید اعتراف کنم اشتباه کردم .

اشتباه کردم که فکر کردم همه دانشجوها حرفشون یکیه . هوای همو دارن . پشت همدیگه هستن !


یادم رفت آدما حتی اگه بهشون ظلم بشه برای پیشرفت حاضرن از رو همدیگه رد بشن !


یادم رفت آدم دو رو زیاد داریم ... یادم رفت آدم ها وقتی به مشکل میافتند میتونن جا بزنن ... یادم رفت تو این دنیا نباید جای بقیه ... بخاطر بقیه  حرص بزنی وقتی خودشون به خودشون اهمیت نمیدن ...

.

.

.

.

.

حالا از این به بعد یه راه جدید پیدا میکنم  برای بهتر بودن ...

متشکرم از دوستای خوبم که تا امروز پشتم بودم ... باهام همدلی کردن  وبه حرفهام گوش دادند ...

مییدونید که جهت صحبتم با بچه های پای ثابت این وبلاگ نیست چون معرفت اونها ثابت شده است .


در ضمن این وبلاگ  هرگز پاک نمیشه و همیشه باهربار خوندن مطالبش و نظراتش  میتونیم یه نکته جدید یاد بگیریم وو خیلی مسائل رو به خودمون یاد آوری کنیم .

(در ضمن برای پیدا کردن یکسری مطالب از  آرشیو و یا با Cach کردن تو ی صفحات گوگل , استفاده کنید.)



موفق باشید .

خداحافظ .

DESTINY


نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/05ساعت 12:32 توسط Destiny|

این متن جایگزین میشه بخاطر یک دوست محترم که با آخرین کامنت برام توضیح داد که تحت فشار قرار داره و من مثل یک عده اینقدر بی وجدان نیستم که بخاطر منافع خودم افراد دیگرو تحت فشار قرار بدم  با اینکه میتونم  اینکار را  انجام بدم !


این متن پاک شد ولی صورت مساله ... بدون جواب به قوت خودش باقیه ...


Destiny
نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/05ساعت 12:29 توسط Destiny|

یا هو ...

دلم برای وبلاگم میسوزه ...

این همه مشکل ... این همه خستگی از مشکلات رو بدوش میکشه ....
امروز احساس کردم  وبلاگ مظلوم واقع شده ...

دارم فکر میکنم امروز از چی غر بزنم ؟؟ از چی گله کنم ...دیدم اینقدر غر تل انبار شده که دیگه حتی بعضیهاش یادم رفته !!!

روز اول بعد از عید بود که تو حیاط دانشگاه یکی از اون ور حوض برگشت گفت : چرا امروز امومدین واقعا؟؟؟؟
من که چشام 4 تا شده بود وقتی رئیس دانشگاه رو اونور دیدم ...

هفته اول سلف تعطیل ... بعد بگو ماچی کردیم ؟ رفتیم خودشونو آوردیم بالاسر خودشون ... یعنی رفتیم دم سلف گفتیم درو باز کن سرده ... گفت نمیشه بستس!!
ما هم که همیشه شاکی ...  پیش یکی دونفر پاس خوردیم تا بالاخره یکی پیدا شد بیاد در  سلفو رومون باز کنه !  آقا ما یکیو آوردیم ابروشو رو درست کنه زد چشمش روهم کور کرد ... طرف قاطی کرد گفت : چرا پارتیشن این وسط نیست ؟؟ چرا در بستس؟ چرا پنجره اینور بازه ؟ چرا ؟ بعد خودش اومده این بقل  بهش میگیم دیگه پارتیشن گذاریتون چی بود ؟؟ میگه : حالا اشکال نداره کم کم جمعش کنید ...!!!!!!
(دو خط هم علامت تعجب بذارم کمه !! )از هفته دوم  ما میریم سر کلاس استاد نمیاد !
استاد میاد میگیم نمره های میان ترمو چجوری حساب میکنید ؟ میگه : بیاید خودتون به خودتون درس بدین (کنفرانس) 6نمره بگیرید ... حالا ما میگیم بابا امتحان میان ترم بگیر ما جونمون در بیاد دو خط درس بخونیم !! سر امتحان اصلی ما برگه رو نگاه نکنیم اونم مارو !!
تازه ... تصور کنید استاد داره درس میده ... اندازه دوتا تخته براتون داره قضیه اثبات میکنه ...بعد شما یه سوال فنی میپرسید ... استاد میگه سوالتون درسته و ادامه میده ... بعدش برمیگرده میگه وای بچه ها همه رو اشتباه گفتم اون جوابی هم که به شما دادم اشتباه بوده !! جواب سوالتو نمیدونم بذار میپرسم جلسه بعد بهت میگم !!استاد بعدی : خوب بچه ها سلام اینی که میبینید کتابتونه هیچی نداره 6 نمره اگه میخواین سوالای تایپ شده و تر و تمیز که تکراری نباشه  بیارید 6نمره بگیرید... خواب اگه سوالی دارید بپرسید باید برم !!! یعنی کلا 15 دقیقه هم نشد ...استاد بعدی : وایییی این یکی خیلی  جالبه البته فقط در ظاهر !!!
ظاهر : شیک ... جذاب بداخلاق... والبته همیشه موبایل بدست....

باطن رو داشته باشید : کلا 2 خط درس داد 4 تخته از خودش و مدارج علمیش و مدارک علمیش گفت و گفت و گفت ... تا ما مطمئن شدیم که حقیقتا آدم عقده ای هستش !
جلسه ی بعدی با این استاد وجود نداره ...
شما قضاوت کنید سال چهارم این دانشگاه باشید ترم آخر ... حالی به جونتون میمونه که  دیگه حرفی بزنید ...؟؟؟

بنظرم فقط یه راه میمونه ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فررررررررررررررراررررر  
Destiny

نوشته شده در سه شنبه 1390/02/06ساعت 11:49 توسط Destiny

یاهو 


بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

                    در صحن چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

                     خوش باش وز دی مگو که امروز خوش است

خیام



آرزوی موفقیتسربلندی , پیروزی . خوشبختی , آرامش روح ,


سلامت جسم ,ساعاتی پر از عشق, روزهای پر از روزی ,


ماه های پر از افتخار  و سالی پر برکت


کنار خانواده ها و دوستانتون برای شما آرزو میکنیم.




موقع تحویل سال نو  مارو توی دعاهاتون فراموش نکنید...

دوستان شما      YEKI ,,, Destiny  


نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/26ساعت 11:39 توسط Destiny


 

در سال 1377 توسط آقاي ابوالفضل حسن آبادی کلنگ احداث فاز اول که در دو طبقه   به زمین خورده و در سال 1379-1380 قابل بهره برداری گردید. اين واحد در سال 1377 با پذیرش حدود 70 نفر دانشجو در رشته مديريت بازرگاني در محل های کانون فرهنگی آموزش و پرورش و دبیرستان شهدای هویزه شروع به کار نموده و تا پایان سال 1383 رشته های مدیریت دولتی – حسابداری – علوم اجتماعی با گرایشهای پژوهشگری و تعاون –علوم كامپيوتر – ریاضی با گرایش کاربردی – الهيات با گرايش فقه و مباني اسلامي نیز افزوده گردید. و تعداد دانشجویان نیز در آن دوره به حدود 4000 نفر رسید

1377-1383=6 سال 

70-4000=3930 نفر

6/3930=دقیقا سالی 665 نفر         خدا بده برکت !!

بقیه حساب کتابا دیگه با خودتون ...

 

 

 

در راستای توسعه فضاهای آموزشی، اواخر سال 1384 به همت ریاست جدید دانشگاه جناب آقای دکتر اوژن کریمی، کلنگ احداث ساختمان فاز دوم اداری،  آموزشی دانشگاه به زمین خورده و در سال 1385-1386 به بهره برداری رسیده .

رشته های  اين مركز به شرح ذيل مي باشد:

1-   مديريت بازرگاني 2- مديريت دولتي 3- مديريت صنعتي 4- علوم اجتماعي گرایشهای تعاون 5- علوم اجتماعي گرایش پزوهشگري 6-  حقوق  7- حسابداري 8- تاريخ 9-  الهيات گرایش فقه ومباني حقوق اسلامي 10-رشته الهيات گرایش تاريخ 11- رياضي گرایش كاربردي 12- فيزيك گرایش حالت جامد 13- اقتصاد نظري 14- علوم كامپيوتر 15- مهندسي صنايع 16- مهندسي مديريت پروژه 17- مهندسي كشاورزي گرایش اقتصاد كشاورزي 18- مهندسي كشاورزي گرایش مديريت و آباداني روستاها

 

در مورد رشته های صنایع و کشاورزی باید ذکر میشد که به علت ضعف واحد آموزشی و مدیریت زرین دانشگاه  رشته صنایع فقط 2سال ( 1385-1386) و رشته کشاورزی فقط در سال1386 داوطلب پذیرفته است که رشته صنایع چندین بار برای انحلال و انتقال دانشجویان به دانشگاه های دیگر مورد بررسی قرار گرفته است (کار خدا بوده که هنوز تو این دانشگاه هستند) !!!

تازه بنده از مابقی رشته اطلاع دقیقی ندارم !!

 

 

 

در حال حاضر نیز تعداد دانشجویان تا پایان سال 1388 به حدود 9000 نفر رسیده و با زمین خوردن کلنگ فاز سوم بدست جناب آقای دکتر اوژن کریمی در راستای توسعه این مرکز آموزشی در تاریخ مهرماه 1388 برگ زرین دیگری در کارنامه این مدیر موفق و همکاران پر تلاش این مرکز ثبت گردیده و انشاالله ساختمان جدید با امکانات ویژه ای همچون سالن همایش و آمفی تاتر و سالن های مطالعه دانشجویان و اتاق کارشناسان آموزش و اداری و مالی در پایان سال 1388 عملیاتی گردد.

 

کو ؟؟؟ ما که جز افغانی های مقیم  حسن آباد و خیرین تپل حسن آبادی چیزی ندیدیم !!!

 

 

 

واقعا در کنار این همه کمبودی که توی این دانشگاه هست , گرفته از بی استادی وبی برنامه گی و بی سوادی و بی مسئولیتی و ...  ما سه فاز میخوایم چی کار ؟؟! ما که نه شما  نیم فازم براتون زیادیه !!!

سه فاز که میلیاردی و میلیونی پول میره پاش و اندازه یه نصفه فازم به واحد آموزشیش اضافه نمیشه !

میلیارد و میلیون اسم قضیه است ,نه ؟ ! ؟  اسم قضیه است که  چندتا آدم زیر مجموعه این مجموعه آموزشیه در و گوهر فشان میتونن  اختلاص کنن دیگه  !!!!!!  نه ؟!؟!؟

حالا اگه اینان میان همین جور فاز به فاز پشت دانشگاه رو ادامه میدن تا برسن به تهران (از اون پشت که کوه ها معلوم هست ,اونوری !) تا جامعه آموزشی بی برکت نمونه و دکتر اوژن بتون همین طور در و گوهر و مروارید و زر و طلاهای خودشون رو با پشتیبانی خیر کچل محل نشون همه  بدن !!!

 

این متن از طرف دانشجویان حسن آباد تقدیم شد به خیر کچل و بافکر محل تا از زحماتش تشکر و قدردانی شود!!!

با احترام    DESTINY

نوشته شده در یکشنبه 1389/11/10ساعت 11:42 توسط Destiny

یاهو


از اونجایی که  موفق به تایید مطالبون در مورد این پست نشدیم  پس انتشار و نتیجه گیری محول شد به شروع ترم جدید  !!!!!!!!!!!!! 



سلام میخواستم هر کسی این مطلب رو داره میخونه یه لطفی کنه و اگر اطلاعاتی در زمینه اتفاقاتی که باعث شده چند نفری دیگه توی دانشگاه دیده نشن داره , برام بذاره چه خصوصی , چه عمومی...


احیانا میدونید چه کسایی  رو میگم دیگه؟؟!! 

جناب عسگری...

جناب استاد زبان ترم اول صنایع 86....

و یه عده دیگه  که حتما براتون با توضیح کامل  مینوسم که چی شدن و کجا هستن..!!!


منتظرم...


DESTINY

نوشته شده در یکشنبه 1389/10/19ساعت 14:58 توسط Destiny

یا هو

 

یه مطلبی هست که چندوقتی بود میخواستم در موردش بنویسم ولی کار پیش اومد و نمیشد.

حالا مثل اینکه میشه :

به نظر  شما از دانشگاه  یعنی از مسئولین دانشگاه  کسی هست که مطالبمونو بخونه ؟

به وبلاگامون سر بزنه ؟

میخونه ؟؟؟     یا  ... نمیخونه؟؟؟

میبینه ؟؟؟     یا   ... نمیبینه ؟؟؟

امیدواریم که ببیند و بخوانند....

به نظر شما مسئولین دانشگاه ما مثل وقتایی که تو دانشگاه خیلی حق بجانب  یقمون میکنن و نظراتشون خیلی مستبدانه و تک گزینه ای بهمون تحمیل می کنن . حالا با همون جرات و شانشون  میتونن اینجا نظر بذارن ...

میتونن نقدمون کنن ؟؟

چرا وقتی میان اینجا رو میبینن  دنبال حل مشکلات نمیرن و بجاش دنبال ماها میگردن تا یه جوری با ما کنار بیان ؟؟

چرا  با  مشکلات یه ذره کنار نمیان  و دنبال خفه کردن این یه ذره سرو صدای ما هستن؟ تازه این یه ذره صدایی که فقط برای روشن کردن دانشجوهاست !

چرا اگر میان این وب و امثال این وب رو مطالعه میکنن حرفی نمیزنن ؟  اگر حق میگیم  و اونها هم خیلی مسئولیت پذیر و  مدیر و خداشناس و.... هستند چرا  حداقل.حداقله حداقل  یه دلداری نمیدن وتو دانشگاه یه ابسیلون همیاری(نه همکاری!!) نمیکنن؟؟! یا  حتی از خودشون طرفداری نمیکنن...

اگر ناحق میگیم پس چرا.......

جراتشو ندارن یا اینکه  جوابی ندارن یا اینکه....؟؟؟

 

چرا فکر میکنن ما نمیدونیم اونا  همه ی مطالبو میخونن و براشون جالبه و دنبال می کنن !!

چرا فکر می کنن اونا ما رو میبینن و ما اونا رو نمیبینیم ؟!؟!

 

مسئولین عزیز   ناراحت نشید از حرفهای ما ....

شما که  هیچی ! گنده تر از شماها هم  جرات  جواب دادن به خیلی سوالای ساده رو  ندارن...!! پس زیاد وجدان  خاک خورده  و  خاموشتونو اذیت نکنید ... حقوقتونو بگیرید و   باز هم ماها رو اذیت کنید....

فقط سعی در پیدا کردن و خاموش کردن و ساکت کردن و ..... نکنید که  صد در صد  بی فایده است...

 

برای ما همین قدر که دانشجو ها از شما عزیزان  و امکانات اخلاقی شما  آگاه بشن و بفهمن توی این دانشگاه  دانشجو کش   چجوری باید گلیم خودشونو از آب بیرون بکشن  .کافیه... حتی اگر شماها هیچکاری  نکنید.

 

 

destiny

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1389/10/05ساعت 14:9 توسط Destiny

مکالمه  فرهنگی  با  آقای پ __ ساعت 12:03ظهر روز پنجشنبه__20 آبان 89

 

دانشجو : آقای پ جناب استاد... تشریف میارن امروز ؟

پی : اگه روی برد خورده حتما میان...(همراه با خشم ناظم گونه ای!! )

دانشجو با لبخند : آخه جلسه ی قبل که جلسه ی اول همین درس بود ما اومدیم رو بردم خورده بود ولی استاد نیومدن!!!

پی : بله .....اون که استاد ...؟... بودن قضیه منتفی شد...بلللله...

              امروز حتما استاد تشریف میارن....(باشک  و لبخند دخترکشش..!!)

              الان براتون تماس میگیرم تا مطمئن شید که میان...((درواقع خودش مطمئن بشه !! ))

دانشجو: لطف میکنید... اگه نمیان که ماهم باسرویس بریم دیگه... !!!!

.

.

پ : سلام جناب ...خوب هستین...

استاد...: .....

پ: بله ...بله .... حتما... شما تشریف بیارید در موردش...بله...درموردش صحبت می کنیم ....

استاد...: ....................................................................................

پیروزیان: من بهشون میگم.... باهاشون صحبت می کنم .. من باهاشون صحبت می کنم....بله بله...

                شما امروز تشریف میارید دیگه جناب.... ..؟

استاد...: .............

پ: حتما تشریف میارید دیگه....

               بله... آدرسو که بلدید..؟؟!!!!!!!!!!!!!  حسن آباد... بله.... بله............بله.

دانشجو : ...

.

.

پ: استاد تشریف میارن...(همراه با لبخند ژکوند گونه !!!انگار که حسن آبادو باباش فتح کرده!! )

.

.

.

.

.

.

.

دانشجوی دیگر:  آقا میبخشید من میتونم تا 4 سال دیگه بعد کارو سربازی و... بیام ادامه تحصیل بدم دیگه ؟ مشکلی که پیش نمیاد؟؟

پ: نه اصلا... حتما  میتونید ... انصراف ندینا... ما از این موارد زیاد داشتیم که بعد از چند سال اومدن و ادامه تحصیل دادن!!!!!!!!!!!نگران نباشید.....(در این زمینه کاملا مسلط و بدون شک صحبت می کننند.)

 

(یه چندتایی آقای مسن داشتیم تو رشتمون که من همیشه تحصینشون میکردم که عجب باحالن و چه پشتکاری دارن !!نگو  پیروزیان از 10-20 سال پیش رزروشون کرده !!)

برداشتهای خود را یه آدرسو که بلدید؟؟ حسن آباد...   بفرستید....

                                 بامتشکرم فراوان...

 

 

بلللللللللللله بلللللللللللللللللللللله ....

تو این دانشگاه  نباید نگران هیچی باشید..... بلللللللللللللللللللللللللللللللهههه

 

Destiny                                                                                                                                           

 

نوشته شده در یکشنبه 1389/08/23ساعت 11:46 توسط Destiny

یا هو


اگر می خواهید ترم خوب با نمره های خوب تری رو داشته باشید,اگر می خواهید آخر هر ترم از نمره هایی که می گیرید یا در واقع بهتون میدن زیاد داغ نکنید و حرص نخورید و...

واگر می خواهید راحتتر این چند سال باقی مونده رو بگذرونید بهتره که به این چندتا توصیه من خوب گوش کنید :


1_ اگر درس هایی رو برداشتید که کلاس دارند از جلسه اول به استاد شدیدا بتوپید و ازش شدیدا ایراد بگیرید..یه کم استهزای دسته جمعی و بی توجهی جمعی 100% مثمر ثمر خواهد بود. ازاولین جلسه حق خودتون (نمره) رو ازش بگیرید,باهاش طی کنید 6نمره رو چه جوری باید بده وحتما ثبت کنید تا آخر ترم بتونید بهش یادآوری کنید.


2_اگر می خواهید در هرقسمت از دانشگاه چه آموزش,دبیرخانه,مالی, یا هرجای دیگه کارتون زودتر راه بیافته حتما روی ولوم صداتون یکم کار کنید,حتما از حالت عادی حداقل 20% بیشتر باشه خودتون نتیجشو میبینید.


3_حتما اگر تا به حال قوانین دانشگاه پیام نور رو نخوندید از همین اینترنت پیداش کنیدو حفظش کنید تا وقتی کارتون گیر کرد نتونن دورتون بزنن.


4_همیشه و در هر شرایطی یادتون باشه این دانشگاه دانشجو محوره,یعنی اگر امضاهای ما دانشجوها توی یک برگه جمع بشه مسئول های هربخش برای اینکه کم کاریشون تابلو نشه مجبور میشن یه حرکتی بکنن .پس کم نیارین و عقب نکشین.

(اتحاد دانشجویی رو حتی توی کوچکترین کارها فراموش نکنید!)


5_سعی نکنید انگیزه ادامه ی تحصیل و درس خوندنتون نمره هایی که میگیرید باشه چون اصلا اعتباری به نمره هایی که میگیرید نیست چه بالای 12 باشن چه پایین 12.


6_برای جناب پیروزیان وقت بیشتری رو صرف کنید,نظر ایشون میتونه برای شما مثل 6نمره موثر باشه,اگر نظرش رو جلب کنید 6نمره توجیبتونه! در غیر این صورت متاسفم !


7_خدایی من از تقلب کلا خوشم نمیاد ولی یه دوست دانشجوی پولدارمذکر نشون داد که: اگر تو این کار راهتون به مراقبها افتاد سعی کنید با جنس مخالفتون هماهنگ کنید تا بهتون کمک کنه,در امتحانات اخیر نشون داده شده که جنس مخالف از نوع مراقب بیشتر جواب میده!مخصوصا وقتی مراقب مونث و مراجع دانشجو مذکر باشه...!


8_استادها رو پررو نکنید!!! بله پرروشون نکنید,اگرگفتن 40صفحه تحقیق شما نرید 50صفحه بیارید بلکه همون اول اعترض کنید و بگید فقط 20صفحه اونم چون شمایی!! اینطوری اگر 30صفحه هم بیاری حتما بالای 5 میگیری! فقط امتحان کن!


9_بی خیالی رو توی تابستون تمرین کنید تا در طول ترم از اتفاقهایی که توی دانشگاه براتون میافته زیاد حرصی نشید و براتون طبیعی باشه,بی خیال باشید ولی نگذارید حقتون پایمال بشه!!!(هرچند که میشه !!! )


10_با بچه مایه دارای دانشگاه حتما یه رفاقت صمیمانه ایجاد کنید. خودتون رو موقع امتحان ها ازشون دور نکنید , با این کار نمره هاتون بالای11 میشه!باورکنید!میدونید چرا؟ چون مراقبهای دانشگاه ظاهرا رفیق فابای این جور بچه هان....!!!


11_ذکر خدا رو هرگز از یاد نبرید,دعا کنید و نماز بخونید و با قرآن خوندن مدیتیشن کنید ,چون فقط همین کارهاست که میتونه اعصاب و روح و جسم داغونتون رو توی این دانشگاه .... تسکین بده !



نماز و روزه هاتون قبول حق...

نوشته شده در شنبه 1389/05/30ساعت 2:30 توسط Destiny

يا هو

هيچ ميدونيد زير زمين حسن آباد چه خبره ؟


دانشمندان فارق التحصيل از دانشگاه پيام نور حسن آباد تاييد نمودند در زيرزمين اين ناحيه از كشور امواجي غيرطبيعي تشعشع يافته كه سرمنشا اين امواج از 0.5 متر زير ساختمان اصلي دانشگاه پيام نور حسن آباد ميباشد. زمان شروع تشعشع را در حدود 10 سال گذشته تخمين زده اند.

اثرات اين امواج را به خوبي ميتوان در بخش اقتصادي مشاهده نمود . باشروع اين امواج قيمت زمين هاي اين ناحيه به صورت نافرم و در بعضي مواقع بد فرم رو به افزايش گذاشته و باعث شد تا عده اي از اهالي ناحيه رو به فرهنگ آورده و از سر خيرخواهي دانشگاهي را بنا نهند تا در جهت هرچه بيشتر شدن اثرات مثبت اين امواج سهيم شوند. اين افراد مسئول و آگاه (كه خدا از سر تقصيراتشان بگذرد ) بعد از احداث ساختمان توسط كمك هاي عمرا بلاعوض دولت خود مسئوليت خطير نگهداري و اداره ي اين واحد را برعهده گرفته و با استفاده از كمك هاي فاميلي و خويشاوندي يك عده جوان را سر عقل آورده و به سمت تحصيل وعلم هدايت مينمايند. تمام دروس دانشگاهي و راه هاي ترقي در زندگي فردي و اجتماعي در اين دانشگاه و در سرمنشع اين امواج تدريس ميشود.

با شدت گرفتن اين امواج در طي سالهاي 88_89 مسئولين و ملاكين زمين هاي اطراف تصميم به گسترش و بازتاب هرچه بيشتر اين محل پخش موجهاي مثبت گرفتند و فاز دوم انرژي دوني را كلنگ زني نمودند.

اين بنا در ابعاد اينقدر در اينقدر در 2طبقه ساخته شده كه روكار ساختمان در حال اتمام بوده و كارگران همچنان مشغول كارند نكته قابل توجه در اين بنا پي كم عمق آن بوده كه از روي بناي سلطانيه در زنجان شبيه سازي شده است .

اثرات مثبت اين امواج كاملا در كاركنان ( اقوام اهالي منطقه ) كاملا هويدا بوده ومستند ميباشد.

جالب توجه اينكه ناحيه ي كوچكي در اين منطقه وجود داشته كه از اثرات مثبت اين امواج كاملا بي بهره مانده و باعث تعجب و انگشت به دهان ماندن عده اي از دانشجويان شده است!!!

دستشويي ها (w.c) !!!!! بله دستشويي هاي اين منطقه از منفورترين مكان ها بوده ونتنها هيچ اثر مثبتي در آن مشاهه نمشود بلكه هر روز آلوده تر – بد بو تر و هر روز ... تر ميشود !!!

اين مكان از نظر سود دهي به اهالي( مسئولين ) كاملا منفي بوده و حتي ممكن است در اثر تميزي وشستشوي اين ناحيه ضررهاي ماليه هنگفتي به جيب مسئولين خداشناس وارد شود. واين كار نوعي نحسي براي مسئولين به همراه خواهد داشت .

اين موج اثرات منفي خود را به گونه اي بر جيبهاي دانشجويان گذارده است كه حتي خودشان هم متوجه ريزه ريزه جان دادن خود نيستند. اين اثرات منفي كم كم و بسيار آرام به خورد دانشجويان رفته و باعث مرگ تدريجيه مغزهاي آنان مي گردد!!

علائم موج گرفتگي در انسان شامل : سردرد – سرگيجه – كم خوابي و دربرخي موارد بي خوابي – بي اشتهايي – خوشالي بيش از اندازه – جنون آني و ... ميباشد اين علائم به شدت شبيه به علائم عاشقي ( يا همون جنون حاد ) بوده و نتايج مشابهي را به همراه دارد .

اين موج اثرات خود را بر جانداران ديگر از قبيل گوسفندان – سگها – انواع خرهاي خاكي – سوسكهاي خاكي – وهر چيز خاكيه ديگر گذاشته و باعث شده است تا اين جانداران به اين محل ( دانشگاه پيام نور_واحد حسن آباد ) هجوم آورده و علاقه ي خاصي به اين مكان از خود نشان دهند.

از تمام عزيزان تقاضا مي گردد در صورت برخورد با هرگونه علائم جديد ما را در جريان قرار دهند تا ما دانشمندان زبده را در جريان قرار دهيم و از اين علائم در جهت پرنمودن جيب هاي مسئولين رئوف و با گذشت و خدا دوست استفاده و در برخي موارد سوء استفاده نماييم .

با تشكر سيستم خبرگزاري دانشمندان دانشجوي حسن آباد فشافويه


destiny

نوشته شده در جمعه 1389/01/27ساعت 20:36 توسط Destiny



دانشگاه...

اسم دانشگاهتون چیه ؟

 سوال خوبیه نه؟

وقتی دوستاتون  . فامیلاتون . آشناها ویا حتی غریبه ها  ازتون میپرسن شما در جواب چی میگید؟

1_ می گید پیام نور و خلاص ! ! !

2_دانشگاه حسن آباد ! ! ! ! ! !! !

3_دانشگاه دولتی (همون نیمه دولتی ! )

4_....؟؟؟

 

من دنباله یه اسم بهتر می گردم که به همه ی مشخصات دانشگاهمون بخوره ! یه اسمی که  ماهیت اصلی دانشگاه رو نشون بده .

 

Coffee shop UNI    چطوره ؟  توی آگهیه تبلیغ دانشگاه هم میزنن :

 

 محلی امن برای عشاق جوان  زیر نظر اساتید مجرب در زمینه ی همسریابی و راه های مخزنی از راه تلپاتی و نگاه !! در مکانی شبیه سازی شده در محیط دانشگاه شامل

 کافی شاپ _پارک _ خیابان _ دشت و....

 همراه با آموزش عملی توسط اساتید محترم  باحضور افتخاریه دکتر ((((( م . م )))))

                           

                               ...عشق را با ما تجربه کنید...

 

  

  Madhouse UNI    برای تبلیغ و تعریف از دانشگاه هم می تونن بگن :

 

 جوانهای خود را به ما بسپارید  و  فقط بعد از 2 ترم یک دیوانه ی مادر زاد تحویل بگیرید!!!!

*عذاب در 20 دقیقه

*نمره می خوای پس به من چه !!!

*از دست رفتن نمرات با یک اشاره از آموزش

*استفاده از دانشجویان دانشگاه جامع پیام نور در قالب اساتید مجرب دروس تخصصی

*آموزش دروس بدون منبع و دروسی با منابع مختلف را فقط از این دانشگاه بخواهید ! ! !  *استفاده از منبع های نابود شده در آموزش دروس

*گرفتن مدرک معکوس از این دانشگاه : قبولی در کنکور کارشناسی و تحویل مدرک کاردانی !!!

 

                   -----همه ی این امکانات در Madhouse UNI------

 

 

 

 

 

Spoof UNI      تبلیغات:

 

دوره ی کامل کلاهبرداری را در این دانشگاه بگذرانید ...فقط با ترمی  حداکثر 250.000 تومان

آموزش انواع کلاهبرداری در زمینه ی :

*جمع آوری پروزه توسط دانشجویان

*نمره  دادن

*پیچاندن دانشجو حداکثر در 2 دقیقه

*کنسل نمودن کلاس های آموزشی به دو صورت منطقی و غیر منطقی

*پیشرفت در مدارج کاری فقط ظرف مدت 1 تا 2 سال

*چگونه پول همه را به جیب بزنیم یه آبم روش

*کار نکنیم . منت بگذاریم . و پول در آوریم ! ! !

*چگونه در زمانهای کاری خوش بگذرانیم  !!!

*دانشجو را تحقیر کن و بالا برو !!!

*.... و هر چه شما بخواهید

 

تمام این سرفصلها توسط کادر آموزشی _مالی_فنی و ... به صورت عملی _علمی و بدون خطا به جوانهای شما آموزش داده خواهد  شد. 100% تضمینی

 

 

 

 

City UNI  تبلیغات :

 

شعارما :    My university is my city

 

هر قسمت از دانشگاه را در یک منطقه از شهر خود داشته باشید

غرب : آزمایشگاه ها

شرق : آموزش نقشه کشی

جنوب : کارگاه های آموزشی

شمال : در آینده ی نه چندان دور با پولهای شما این واحد هم احداث خواهد شد ! ! ! !

ودر مرکز : کلاسهای تقویتی را از ما بخواهید

 

شهر را با ما سیاحت کنید .....

  امکانات ایاب و ذهاب فراهم میباشد : اتوبوس_مترو _ خط 11 _خط BRT وماشین بابا

 

 

 

آخر همه ی تبلیغاتشونم میزنن :

  تمام امکانات از فوق دیپلم تا دکترا  در اختیار شما خواهد بود با مدرک مورد قبول  در دانشگاه های بین المللی و زیر نظر علوم وتحقیقات !!!!!!

  *********به پای هم پیر نشوید با ما پیر شوید*******

 

 

به نظرم همون دانشگاه  حسن آباد فشافویه بیشتر از هر اسم دیگه ای به این دانشگاه

میاد . نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

Destiny

نوشته شده در شنبه 1388/11/24ساعت 15:46 توسط Destiny

یا هو


نمی دونم تا به حال از دور وبر سایت کامپیوتر رد شدین ؟یا کارتون بهش افتاده یا نه؟

هرچند اگر نرفتید هم چیزی رو از دست ندادید!!

در این شبه سایت فقط تعدادی مانیتور(احتما برای دوران طفولیت بیل گیتس!!) کاشته شده که با تعدادی سیم شبکه بندی شدن وبه احتمال 6% به برق وصل اند !

کارهای که شما با استفاده از این ابر سیستم ها می توانید انجام بدهید شامل :

زل زدن به صفحه ی مانیتور و تصور اینکه دارید با سرعت 512 تا توی محیط اینترنت چنان چرخ می زنید و کارای پرو تون رو انجام می دید که سرگیجه گرفتید و دیگه باید از پاش بلند بشید !!

به احتمال قوی این کامپیوترها..ع ع ع..می بخشید !این مانیتورها محض افه(کلاس) در یک اتاقی به اسم سایت گذاشته شدن تا عده ای بتوانند به هوای سایت و کامپیوتر و حمایت از دانشجو!!! و...

یک بودجه ای فراهم کنند تا برای کارکنان زحمت کش و تلاشگر دانشگاه که بعد از کلی آزمون و مصاحبه ی نفس گیر وارد دانشگاه شده اند یک سیستمی جمع کنند(مانیتورهای 200-300تومانی و...) و

یک حقوقی زیاد کنن و..(حالا!!)

در واقع این به اصطلاح مانیتورها به هیچ سروری(server) متصل نیستند!!

یعنی شما حتی نمی تونید از موس استفاده کنید! یعنی وقتی با موسش کلیک راست می کنید هیچ منویی باز نمی شه! یعنی خدا می دونه که یک مانیتور خالی به درد کدوم دانشجوی فلک زده ای می خوره!!

والا تو زیمبابوه امکانات دانشجوها از ما بیشتره!!!

مصاحبه ی کوتاهی با یکی از اساتید کامپیوتر داشتم .خلاصش این بود که :

این مانیتورهای کامپیوتر نشان برای آموزش دروس عملی هیچ استفاده ای نداره!! اساتید فقط با استفاده از ویدئو پروژکتورهاتصاویر لازم رو درسایت(!!!) نشون می دن !!


حالا به نظر شما 20تا مانیتور به درد می خوره یا 5تا نیمچه سیستم !! سواله خیلی سختیه ؟نه؟

احتمالا مسئولین در جواب این سوال سخت خواهند گفت : الله واعلم...!!!


باور می کنید همون 2تا سیستم وسط راهرو را گاهی اوقات بچه ها راه می اندازند؟ومسئولش کلا در جریان نیست؟


مثلا خود من یکبار رفتم سراغ این فرا سیستم!وداشتم توش برا خودم کلی چرخ میزدم که از روی شانس وارد فایل های پیچیده ی سیستم گلستان شدم و با یک کلیک سیستم رو راه انداختم!!(بابا مهندس..!!)


در آخر می خوام بدونم که :

کی مسئوله ؟؟؟........همه بگین: دشمن ...دشمن...!!!

کی(server)سروره؟؟ .... او...!!

نوشته شده در یکشنبه 1388/08/24ساعت 18:46 توسط Destiny

1.بدون نیاز به روغن زیتون و استخر و هیچ گونه خرج اضافه میتونید خودتون رو برنزه کنید!!!

2.جستجو گر های خوبی میشید!!!

توی بهار و تابستون دنبال یه وجب سایه میگردید تا اونجا بایستید و خنک شید.توی پاییز و زمستون دنبال جایی میگردید که خورشید بیشترین زاویه رو با زمین داشته باشه.

3.صبرتون زیاد میشه!!! (رجوع شود به مورد علف ها برای چه سبز می شوند؟؟!!!)

4.یاد می گیرید چه طوری می شه با کاغذ و سنگریزه توی سرویس جا گرفت!!!

5.توی مترو و اتوبوس بدون اینکه دستتو به جایی بگیری می ایستی و همه با تعجب نگاهت میکنن و اینو مدیون سرویس دانشگاه هستی!!!

6.از صدقه سری غذاهای دانشگاه , معده ات با هر غذایی آشنا می شه و دیگه کسی جرات نمیکنه بهت بگه سوسول جون خاکی باش .... !!!

7.انواع و اقسام حشره ها رو میبینی...این یعنی یه اردوی مجانی!!!

8.توی شناخت جنس پارچه ها و لباس ها ماهر میشی.

چون باید جنسی رو انتخاب کنی که خاصیت گرم کردن و خنک کردن رو با هم داشته باشه!! آخه در عرض 1ساعت هوا پس و پیش میشه....

9.یاد میگیرید رو پای خودتون بایستید!! باید همه کارهاتو خودت انجام بدی : انتخاب واحد/تهیه چارت واحدها/درس خوندن از روی کتب مختلف/تدریس به خودت/محاسبه شهریه به روش دستی با چرتکه (چون احتمال اشتباه حساب کردن شهریه با وسایل ودرن و کامپیوتر زیاده)/درخواست تشکیل کلاس ها و ....

10.با حیوانات میتونید زندگی مسالمت آمیز داشته باشید.

هرگونه پاد زهری هم توی خون بدنتون پیدا میشه!!

11.انواع و اقسام فیلم های هندی و عاشقونه رو به طور زنده و سریالی می بینی!!

12.طی مسیر با جدیدترین و به روز ترین عطرها آشنا میشید!

13.به خاطر تجمع همه رشته ها تو یه ساختمون با بقیه رشته ها آشنا میشی!

14.هر رشته برای خودش بردی داره که روز به روز تغییر می کنه و به هیچ کدومش هم نمیشه اعتماد کرد!

15.به خاطر آفتاب زیادی که موجوده,اغلب بچه ها ناچارا اخم به پیشونیشونه و این باعث می شه که جدی تر به نظر بیان!

همین جدیت ظاهری باعث میشه که در آینده شما رو به عنوان یه پرسنل جدی استخدام کنن.....

16 .تو هر دمایی میتونید دووم بیارید!

.

.

.

17.(یه موضوع نسبتا جدی)توی راه, از بهشت زهرا و کهریزک رد میشید تا بدونید مرگ به شما نزدیکتر از رگ گردنه...

 

18.این مورد رو بنا به درخواست دوستان اضافه میکنم!!!

یاد میگیرید نشسته روی صندلی های سلف با دسته و توپ پینگ پونگ   بدمینتون بازی کنید...


نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت 20:43 توسط Destiny

یا هو...


می دونید هرچقدر هم بخواهیم از دانشگاه نقد کنیم و

از کمبودهاش ایراد بگیریم نمی تونیم از این بگذریم

که با وجود این دانشگاست که سرنوشت خیلی از بچه ها

توش رقم می خوره و آینده ی خیلی هامون توی این

دانشگاه شکل می گیره...


توش دوستایی پیدا می کنیم که توی موفقیت هامون به

ما کمک می کنن وهمراه و همپای ما میشن و


شاید خیلی ها هم باعث گمراهی و دور شدن از هدف های اصلیمون بشن..


در کنار کسایی که دوسشون داریم به سمت آینده قدم بر

می داریم و با وجود همه ی کم وکاست ها به همدیگه کمک

می کنیم تا از ادامه دادن راهمون جا نمونیم...


توی این مسیر به علایق و کارهای مورد علاقمون پر و

بال می دیم و بعضی از رویاها و آرزوهامون رو به کمک

هم به حقیقت نزدیک تر می کنیم...چه بسا اگر کنار

این افراد نبودیم به خیلی چیزایی که داریم

نمی رسیدیم...!


درسته که این خاصیت خیلی از دانشگاه های دیگه هم

هست ولی توی این حسن آباد بیشتر بهش اهمیت داده می شه

چون مشکلات زیادش بچه ها رو به هم نزدیکتر وصمیمی تر

می کنه ..!


به نظر شما این طور نیست؟؟؟

.
.
.
.

می دونیم که دانشگاه یه نمونه ی عالی از جامعه است ..

چه خوبه تمام اجتماعات بزرگ رو هم از بهترین دوست هامون بسازیم...


\//\/\/\/\\/
/\/\/\/\




آن سان که می خواهد دلت با من بگو آری


من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست...

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29ساعت 21:12 توسط Destiny

یا هو...

می دونم که می دونید که ما دانشجوهای پیام نور تقریبا به اندازه ی یک دانشجوی شبانه

دانشگاه دولتی شهریه پرداخت می کنیم ولی امکاناتی که در اختیار داریم تقریبا 0.1 اونا نیست !!!!

درسته که ما توی کنکور (به هر دلیلی..!! )رتبه ی بیشتری نسبت به اونها آوردیم ولی ما به

جای رتبه ی کمتر آوردن داریم شهریه پرداخت می کنیم ! غیر از اینه ؟! اگه آره  دلیلش چیه ؟!!


ما شهریه پرداخت می کنیم تا بتوونیم از امکانات بهتر برخوردار بشیم نه اینکه آخرش

برگردن بگن می خواستی اینجا قبول نشی...!!


ما با شهریه دادن داریم جبران رتبه و قبول نشدن توی دانشگاه های درجه یک رو

                      می کنیم...غیر از اینه ؟!!


غیر از اینه که نمره ی 13_14 ما  برابر با 18_19 دانشگاه های عادیه؟

غیر از اینه که توی این سیستم دانشگاهی دانشجوها 2برابر بیشتر تلاش می کنن ولی 1/2 نتیجه ی دانشجوهای عادی رو  هم نمی گیرن؟!!!


غیر از اینه که اساتید این دانشگاه حقوق بگیره دولت هستن {از شهریه های ما و....}  ولی


بازدهی اکثرشون نصف بازدهی یک استاد سطح پایین یک دانشگاه معمولی هم نیست ؟؟!


غیر از اینه که ..................؟؟؟!!!!!

نوشته شده در شنبه 1388/07/11ساعت 22:36 توسط Destiny

یا هو

دانشگاه ...دانشگاه..... وقتی می گی دانشگاه یاد چی می افتی؟

یاد استاد ....یاد دانشجو... یاد پیشرفت....یاد جنب و جوش ....یاد فعالیت..

یاد شهریه....یاد انتخاب واحد.... یاد واحد آموزش....یاد امور مالی...

به به !!! به این آموزش...

یه خاطره از ترم اول: واحدهای اختصاصیی که اول ثبت نام بهمون دادن-->ریاضی 1 . فیزیک 1

خوب برنامه ی خوبی برای شروع به نظر می رسید..!

اما بعد از یه مدت خیلی کوتاه برنامه عوض شد!احتمالا بعد از بررسی ها و بحث ها ی علمی طویل مدت بین هیئت علمی دانشگاه پیام نور .به این نتیجه رسیده بودن که ما ورودی های سال86 مخمون خیلی توپه و حیفه که با ریاضی و فیزیک که درس های سبکی هستن دانشگاه رو شروع کنیم !!!بنابراین 2تا درس اختصاصیه اساسی یعنی اقتصاد مهندسی و مدیریت مهندسی که اون موقع ما با بچه های ترم 3 سر کلاس می رفتیم رو توی برنامه ی وزینمون گنجوندن..!!!!!! خیلی جالب بود .واقعا..!!!

ای ول به این امور مالی...!

ترم اول یه قبض گذاشتن کف دستمون بابت شهریه ما هم اطاعت امر کردیم و گفتیم چشم...!

بعد از عوض شدن واحدها(همون طور که در بالا گفتم) یک اختلاف حساب کوچولو بین ما و دانشگاه باقی موند.البته ما طلبکار و اونا بدهکار...!

ترم دوم به همراه چندی از دوستان رفتیم مالی و گفتیم : آقا /خانم وضعیت بدهکاری و بستانکاریه ما چه جوریه؟!؟!؟! گفتن: از شهریه ی ترمتون کم میشه! حالا کدوم ترم ؟ الله اعلم...!!!

شهریه ی ترم 2 هم پرداخت شد..رسید به حذف و اضافه! دوباره رفتیم گفتیم آقا /خانم وضعیت بدهکاری و بستانکاری.....؟؟؟ فرمودن :قراره مرکز تا آخر این ترم وضعیت مالی هارو مشخص کنه !!!شما فعلا این مقدار رو که برای حذف و اضافه بدهکاری پرداخت کن و الا واحدات حذف میشن !!!

..........گفتیم به جهنم!! رفتیم برا شهریه ی ترم 3 و......

همون قضایا تکرار شد که هنوز ابلاغ نشده...! هنوز مرکز...! مرکز ...مرکز...!

نمی دونم چطور سیستم این مرکز سریع میفهمه که اگه دانشجویی پول به حساب نریزه واحداش رو خود سیستم خود به خود حذف کنه ولی وقتی باید از حسابش بدهی هاش رو بده یهو سیستم فعال پیام نور می ترکه و هنگ میکنه و....

چرا 2سال (شایدم بیشتر...!) طول میکشه که بند پرداخت بدهکاریهای مرکز به حسن آباد برسه که فقط 1ساعت با تهران فاصله داره؟؟! تازه بی خیال فکس و میل و.....؟؟؟!!!!

به نظر شما این وسط کی مقصره ؟؟

1-مرکز( ! ! ! ! ! ! )

2-رئیس دانشگاه

3-فکس دانشگاه که خرابه

4-پستچی محل

5-شما

6-من...

کدام گزینه ؟ ؟ ؟

البته رئیس دانشگاه که مقصر نیست!!!! ولی شما فکر می کنید در اون زمان رئیس دانشگاه چی کار می کرده ؟

1-جلسه ی دریافت بدهکاری داشته

2-به فکر یک هیئت علمی برای دانشگاه بوده

3-جلسه ای با اساتید عالی قدر و آگاه دانشگاه داشته .برای ترویج اخلاق نیکو بین دانشجوها

4-به دنبال حل و فصل دغدغه ی دانشجوهای دانشگاه بوده

5-دنبال یک راننده ی خوب برای خودش و پسرش بوده

6-دنبال یک مدل جدید سیبیل برا خودش و عوامل بوده

7-در اتاق رئیس در تمام مدت قفل شده بوده و اون 2سال تمام اونجا گیر کرده بوده!!!

8- غیب شده

9-رئیس دانشگاه نداریم!!!

...

بازم مونده ها....

نوشته شده در شنبه 1388/06/21ساعت 17:56 توسط Destiny


یا هو...

خوب باید از کجا شروع کنیم ؟!!..

از ...از.. آها  از حسن آباد فشافویه ی سفلا !!

داستان از جایی شروع شد که ما مثه آدم های باهوش رفتار نکردیم و زیاد درس نخوندیم و به عذاب الهی یعنی دانشگاه پیام نور حسن آباد کتول دچار شدیم !!!

خوب دیگه هر کی یه سرنوشتی داره !سرنوشت ما هم با همه چی قاطی شد و افتادیم اونجا!!

ما هم که خوشحال !! رفتیم شروع کردیم به درس خوندن تا عبرتی باشیم برای سایرین !

دانشگاهه ما اینطوریه :

ساختمان --> در حده یه متل !

محوطه--> عظیم !در حده بیابون..!!

امکانات رفاهی--> از بوفه پرسیدم هات چاکلت دارین ؟گفت آب جوش 100 تومان!!!

سالن غذا خوری -- > = سالن بازی و سرگرمیه عوامل دانشگاه که خیلی ناخود آگاه و کاملا یههویی فامیل در اومدن !!

راستی برای 4000تا دختری که تو دانشگاهمون تحصیل می کنن یه کانکس گذاشتن قده هتل هیلتون !تابستونا برای سولاریم اجاره داده میشه !

سالن ورزش--> در حده کمپ تیم ملی !! شامله 2تیر دوازه ی بدون تور ویک دستگاه توپ پلاستیکی که اونم بچه ی نگهبان دانشگاه به دانشگاه اهدا کرده !!خدا خیرش بده !

فضای سبز -- > ققققققققققققققده یه گلدونه سوخته ! البته از حق نگذریم جدیدا 4 تا گله خشکم کاشتن !!

بازم بگم ؟؟!! چشم...

کادره دانشگاه کاملا شبیه به ادارات دولتیه دیگس و شما با حضور در یک پست کم کم (همون تند تند!!) مقامه اداریتون بالا میره !یعنی اول میشی مستخدم –بعد توبوفه کار می کنی –بعد میشی مدیره آموزش –بعد ...

یا اول میشی راننده ی سرویسه بچه ها –بعد راننده ی سرویس اساتید – بعد چون شما سنی ازت گذشته نمی تونی بیشتر بالا بری خواهر زادتو میاری میبری میذاریش تو قسمته مالی و بعد ...

نه از پارتی خبریه نه از مدرک تحصیلی !نه از رفاقت !نه از .. کاملا بر اساسه ضوابط قانونی همه چی طی میشه و شما از یه آینده ی کاری روشن بر خوردار میشی ..!

بازم بگم ؟!!

پس منتظر باش....

نوشته شده در یکشنبه 1388/06/08ساعت 1:6 توسط Destiny


آخرين مطالب
» حرف دل ...
» جایگزین ...
» کافی نت !!!
» شما قضاوت کنید . . .
» دیگ به دیگ می گه روت سیاه !
» بهار
» مسئولین آموزش حسن آباد چه خصوصیاتی دارند ؟؟
» اهم تاریخ
» استاد هم استادای قدیم!
» چه خبر از بی خبری.....؟؟؟
Design By : Pars Skin